سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

575

تاريخ ايران ( فارسى )

محمد على شاه فصل هشتاد و سوم سوءقصد براى برانداختن مشروطه رفتار شما قلب هرمتدينى را جريحه‌دار ساخته و بمنزلهء محاربه با امام زمان مىباشد . خداوند ستمگران را در قرآن لعنت كرده است . شما اكنون فاتح مىباشيد ، ولى هميشه به اين حال باقى نخواهيد ماند . پيام از مجتهدين نجف به محمد على شاه . جلوس محمد على شاه در ژانويه 1907 به تخت سلطنت سلطان جديد يكى از بدترين پادشاهان مطلق العنان ، مستبد ، بىپرنسيب ، غيرقابل اعتماد و لئيم و طماع مشرق بود . خيلى كم احتمال داشت كه او اساس مشروطه را كه اختيارات او را محدود نموده بود و جلوى اسراف او را در خرج ميگرفت استقبال كند . او نيت و قصدش را در موقع تاجگذارى نشان داد ، يعنى نمايندگان مجلس را دعوت ننمود . بعلاوه او به اين حركت خارج از نزاكت و ادب قناعت ننموده از وزراء كه در مجلس براى استيضاح حاضر نشده بودند پشتيبانى نمود . در اين زمان وقتى كه براى يك قرضهء جديد به مبلغ 400 هزار ليره كابينهء ايران با سفارت‌خانه‌هاى روس و انگليس مذاكره مينمود مجلس شورى را بالكل ناديده انگاشته و حال اينكه در قانون اساسى قيد شده بود كه بدون رضايت مجلس هيچگونه مالياتى نميتواند وضع شود و هيچگونه قرض يا امتياز خارجى ممكن نيست تصديق گردد . يگانه منظور شاه تحصيل پول بود و بنابراين مجلس از تصويب آن امتناع